روزهايي که ميگذرد دل من همراه قافله هايي که سفيدپوش راهي آسمان ميشوند در حجاز، جاري ميشود
ميخواهم جا نماز آب بکشم، دوستاني که اين روزها رفتند و من به حالشان غبطه ميخورم حالا دارند در فضايي نفس ميکشند که فرشتهها نفس ميکشند، جايي سجده ميکنند که فرشتهها سجده ميکنند و من...
بيچاره من که گرفتار روزمرگيهاي کسل کننده ام، که گرفتار چند کاغذ و چند شماره نامه و چند شماره تلفن شدهام و بايد هر روز يک نامه را پيگيري کنم ، بي نتيجه...
شايد اگر سهراب امروز بود ديگر نمي گفت روزگارم بد نيست.
امروز پدر و مادرم مسافر کربلا شدند، هنوز نرفته دلم برايشان تنگ شده... خدا نگهدارشان
Longue comme des fils sans fin, la longue pluie
Interminablement, à travers le jour gris,
Ligne les carreaux verts avec ses longs fils gris,
Infiniment, la pluie,
La longue pluie,
La pluie.
Elle s'effile ainsi, depuis hier soir,
Des haillons mous qui pendent,
Au ciel maussade et noir.
Elle s'étire, patiente et lente,
Sur les chemins, depuis hier soir,
Sur les chemins et les venelles,
Continuelle.
Au long des lieues,
Qui vont des champs vers les banlieues,
Par les routes interminablement courbées,
Passent, peinant, suant, fumant,
En un profil d'enterrement,
Les attelages, bâches bombées ;
Dans les ornières régulières
Parallèles si longuement
Qu'elles semblent, la nuit, se joindre au firmament,
L'eau dégoutte, pendant des heures ;
Et les arbres pleurent et les demeures,
Mouillés qu'ils sont de longue pluie,
Tenacement, indéfinie.
La longue pluie,
La pluie - et ses fils identiques
Et ses ongles systématiques
Tissent le vêtement,
Maille à maille, de dénûment,
Pour les maisons et les enclos
Des villages gris et vieillots :
Linges et chapelets de loques
Qui s'effiloquent,
Au long de bâtons droits ;
Bleus colombiers collés au toit ;
Carreaux, avec, sur leur vitre sinistre,
Un emplâtre de papier bistre ;
Logis dont les gouttières régulières
Forment des croix sur des pignons de pierre ;
Moulins plantés uniformes et mornes,
Sur leur butte, comme des cornes
...
La pluie,
La longue pluie, avec ses longs fils gris.
Avec ses cheveux d'eau, avec ses rides,
La longue pluie
Des vieux pays,
Éternelle et torpide !
دستهايم را که به دستهاي تو ميدهم شيريني روزهاي از خود جدا شدن و لذت شبهاي با خدا بودن را حس ميکنم، رمضان! اما ما ماه گم کردهايم...
دستهاي منتظر ما هر جا رو به روي نقطهاي از نور ميايستند، ظهور را ميخواهند، از سطر به سطر چشمهاي توسل، باران التماس جاري ميشود و راستي رمضان ،ماه ما را ديدي بگو، بگو که ديگر نایی برایمان نمانده، بگو تنها به آمدن او دل بستهايم،
به او بگو بگو دوستش داریم...
خبرگزاري رسمي چين (شين هوا) اعلام کرد که از اين هفته يک بخش تصويري به زبان انگليسي و يک بخش خبري تلويزيوني براي برخي مناطق در اروپا پخش خواهد کرد.
شينهوا گفته که در اين مقطع زماني که رسانههاي ارتباط جمعي چين تلاش ميکنند فعاليت هاي خود را بين المللي کنند و صداي پکن را به خارج از کشور برسانند، اين بخش جديد خبرگزاري شين هوا نيز در روز چهارشنبه (دهم تيرماه) فعاليت آزمايشي خود را اغاز خواهد کرد.
"مي ليگونگ" سرناظر بخش خبري تلويزيوني انگليسي زبان شين هوا گفت ما تصاوير ويدئويي را براي پخش در تلويزيونها ،تلفنهاي همراه و صفحات نمايشگر بزرگ ارايه خواهيم کرد.
يک منبع خبري شينهوا در پاريس هم به خبرگزاري فرانسه گفته که نخستين مشتريان "شينهوا تي وي" سفارتخانه هاي چين در کشورهاي اروپايي و سوپر مارکتهاي مجهز به صفحات نمايشگر خواهند بود.
وي افزود "شين هوا تي وي" برنامه هايي که آميختهاي از اخبار مکتوب،تصاوير و عکاس ها خواهد بود پخش خواهد کرد.
آرزو می کنم وطن از جنگ و دروغ و خشکسالی دور باشد
آرزو می کنم آبرویی که دارد از دست می رود باز گردد
آرزو می کنم مردمان سرزمینم فراموش نکنند خدا را و میهن را
آرزو می کنم روزی عدالت بر سراسر این سرزمین بال بگستراند و چشمهای خیس کودکان آن دور دورهای ایران زمین که سوژه عکسهای خبری شده اند برای بالا رفتن من! لبخند بزند
آمدن آن روز را به خواستن خدا سپرده ایم و دستهای مردی که فقط می آید زمین را پر از داد کند
درونم جزر و مدی است که فقط دریای خرداد می داند چه می کشم
از وبلاگهای روزگار بیزارم و از رسانه ها دلگیر
دیگر از خبرهای ۲۴ ساعته و بریکینگ نیوزها که عدالت ندارند خوشم نمی آید!
دلنوشته هایم را هر روز می نویسم و پاک می کنم
مداد هست
خدا را شکر ...
مردی که به بودنش می بالید
حالا دیگر نیست
بهتر است بگویم ما نیستیم
او هست
خدایا نمازش ...
گریه هایش...
خدایا خودش ...
همين چند روز پيش يعني هفتم ارديبهشت بود که شبکه فرانس 24 اعلام کرد از اين به بعد روزانه ده ساعت برنامه به زبان عربي پخش خواهد کرد. البته اهميت منطقه خاور ميانه و کشورهاي عربي- اسلامي به اين روزها مربوط نميشود.
شبکههاي راديويي عرب زبان از سالها پيش برنامه پخش ميکنند، تلويزيون بي بيسي و برخي شبکههاي ديگر هم مدتهاست تصميم گرفتهاند مخاطبان عرب را جلب کنند. حتي روسها هم به اهميت منطقه پي بردهاند که روسيا اليوم را راه اندازي کردهاند.
کريستين اوکرانت مدير کل فرانس 24 به تازگي گفته که اين شبکه قصد دارد در اولين فرصت به طور 24 ساعته به عربي برنامه پخش کند و در توجيه اين اقدام هم گفته "دلايل فرهنگي بويژه بازار عربي که رقباي بسياري در آن هستند" ما چنين کاري ميکنيم. فرانسه ميخواهد طرحهايي مثل شعبه دانشگاه سوربن و موزه لوور در ابوظبي را اجرا کند و به اين ترتيب از امريکا و ديگر کشورهاي بزرگ عقب نماند و در خليج فارس حضور فعال داشته باشد.
البته نبايد فراموش کرد که آلن پوزياک رئيس هيئت مديره فرانس 24 در قاهره گفته بود اين شبکه در مغرب عربي موفقيت زيادي کسب کرده است. پوزياک ابراز اميدواري کرده که در سه ماهه اول سال آينده ميلادي،فرانس 24 بتواند شبانه روز به زبان عربي برنامه پخش کند. هر چند بخش فرانسه و انگليسي زبان اين شبکه تلويزيوني اقبال چنداني در جلب مخاطب نداشته مدير عامل شبکه گفته که در کشورهايي مثل الجزاير ، مغرب و تونس از نظر جذب مخاطب بعد از شبکه الجزيره قرار داريم.برنار کوشنر وزير خارجه فرانسه اخيرا اعلام کرده بود فرانسه بايد تغييرات اساسي در مجموعه گوناگون شبکه هاي راديو تلويزيوني بين المللي خود بدهد تا بتواند با غولهاي رسانهاي امريکا و انگليس و گروههاي تلويزيون عربي نظير الجزيره رقابت کنند.
اين را هم بگويم که سلطه بين المللي شبکه هايي مثل CNN و BBC World از مدتها پيش موجب نارضايتي فرانسه شده بود و موجب شد ژاک شيراک رئيس جمهور پيشين فرانسه کشور سال 2007 براي مقابله با اين وضع يک شبکه تلويزيوني به نام France 24 را راه بيندازد
کوشنر افزود: ما به علت آنکه فاقد يک حضور صوتي و تصويري بين المللي قدرتمند هستيم نميتوانيم صداي خود را بدستي به مردم جهان برسانيم."
"گشايش تنوع فرهنگي، توجه خاص به برد و تاثير فرهنگ، توجه به هنر زندگي و ميراث فرهنگي، حل و فصل اساسي مشكلات اروپا، محيط زيست، جامعة بشري و آشنا کردن مردم جهان با منابع و ويژگيهاي فرانسه" مسائلي است که فرانسويها به آن به عنوان ارزش نگاه ميکنند و هدفشان از راه اندازي فرانس 24 همين ارزشهاست.
داشتم به این فکر می کردم که : ما چند راديو به زبانهاي انگليسي، عربي، فرانسه و چند زبان محلي ديگر داريم و شبکه سحر با چند بخش به زبانهاي مختلف، ما العالم داريم، الکوثر ، پرس تي وي. اما آيا توانستيم دست کم در حوزه های مربوط مخاطباني را که با ما مجاورت معنوي و جغرافيايي دارند یا ندارند جذب کنيم؟ خيلي دوست دارم جواب اين سؤال رو بدونم؟
سال نو بر شما مبارک