سلام بر تو كه چشمه ها نام زلال تو را آواز مي خوانند!
سلام بر تو كه گلها شكفتن را از تو آموختند و پرستوها پرواز را!
سلام بر تو كه تمام خاك از شرق تا غرب، بارگاه توست!
سلام بر تو كه آفتاب را در دوازده آينه به وسعت آسمان تكثير كردي!
و سلام بر تو بانويي كه نامش تا هميشه بر تارك تاريخ مي درخشد!

دوستان ارتباطاتي مي دانند كه تحليل محتوا مهمترين روش تحقيق در رشته علوم ارتباطات است. مي خواهم
كمي درباره اين روش بنويسم كه البته بخشهايي از اين مطالب برگرفته از كتاب تحليل پيامهاي رسانه اي است.
براي تحليل محتوا تعريفهاي متعددي ارايه شده است:
كريپندورف تحليل محتوا را روشي براي گرفتن نتايج معتبر و قابل تكرار از داده هاي استخراج شده از متن
مي داند. در اين تعريف او بر روايي و پايايي تاكيد دارد.
كرلينجر مي گويد تحليل محتوا روش مطالعه و تحليل ارتباطات به شيوه اي قاعده مند، عيني و كمي به منظور سنجش متغيرهاست.
برلسون هم در تعريف خود مي گويد تحليل محتوا روشي براي توصيف عيني، كمي و قاعده مند محتواي آشكار ارتباطات است.
همان گزارشگری تخصصي يا حوزه اي است كه خبرنگار اخبار حوزه خبري، نهاد يا سازمان خاصي را پوشش مي دهد. خبرنگاران حوزه اي ، در واقع دانش و آگاهي بسياري درباره حوزه مربوط به فعاليتشان كسب مي كنند. مزيت اين نوع خبرنگاري اين است كه خبرنگار يا گزارشگر علاوه بر گزارش واقعيات و اخبار آن حوزه ، با جزئيات آشناست ومي تواند درباره آنها تفسير و اظهار نظر كند كه با فعاليت ديگر خبرنگاران كه فقط اخبار را گهگاه شبيه هم گزارش مي دهند متفاوت است. در اين نوع گزارشگري ، خبرنگار يا گزارشگر حوزه را به چالش مي كشد و البته هدف اصلي نيز پرداختن به مسائل مهم و در عين حال ناپيداي حوزه است. البته مشكل خاصي كه ممكن است در اين نوع خبرنگاري پيش بيايد برقراري روابط دوستانه بين خبرنگار و دست اندركاران حوزه مربوطه است كه ممكن است فعاليت خبرنگار يعني بي طرفي او را تحت تأثير قرار دهد و موجب چشم پوشي خبرنگار از برخي واقعيات در اين حوزه شود. البته اگر خبرنگار تعهد حرفه اي خود را همواره در ذهن خود مرور كند از چنين خطري در امان خواهد ماند و اعطاي هديه هاي به اصطلاح فرهنگي او را از اصل كار خود بازنخواهد داشت.
(دوستان ما به اين هديه ها "حميدي" مي گويند!)

خرداد دلم بيشتر از هميشه برايت تنگ مي شود !
طولانی شده اند این سه شنبه هاي سرگردان و جمعه هاي حیران ! حاضرم قسم بخورم به صبح ، به ستاره ها ! آنوقت كه بيايی زمين جرعه جرعه بي قراريش را به پای تو می ریزد و اين واژه هاي لال يك روز زبان خواهند گشود. هر کس به گونه ای منتظر توست يكي انتظار فرج را از نيمه خرداد مي كشيد.رئيس جمهور ونزوئلا مجوز ادامه فعاليت قديميترين شبكه تلويزيوني اين كشور را به علت حمايت از کودتاچيان سال
2002 تمديد نكرد. اين شبكه تلويزيوني كه به «راديو كاراكاس تلويزيون» يا «آر. سي. تيوي» موسوم و در اختيار بخش خصوصي است، با سياستهاي دولت ونزوئلا و هوگو چاوز، رئيس جمهور اين كشور، آشکار مخالفت ميكرد.جوزف کلاپر (Joseph Clopper) اين نظريه را به طور کامل در کتابش « اثرات رسانههاي همگاني » بررسي کرده است. براساس اين نظريه ، رسانه هاي همگاني ، به طور معمول ، شرط لازم و کافي براي تاثيرگذاري بر مخاطب به شمار نميروند بلکه آنها فقط از راه ديگرعوامل، که نقش واسطه را دارند ، تاثيرگذار خواهند بود .
تمام دلم را امشب در چفيه به جا مانده از برادرم جمع كرده ام تا به نيابت از سروهاي بلندي كه
مي شناسم به تو سلام كنم. حتي اگر بوي آخرالزمان هم بيايد هستند مرداني كه رد پوتين هايشان بر پيشاني ابرها پيداست! همه درياها را به چشمهايم آويخته ام تا آن جمعه كه خدا كند همين فردا باشد!
مصاحبه کننده موفق، کسي است که در پايان مصاحبه اش، به اهداف تعيين شده دست يابد.
این جمله را عبدالرضا بوالی رئیس واحد مرکزی خبر در سی امین نشست تخصصی خبر در صدا و سیما که هر هفته برگزار می شود گفت.
وی طرح سئوالات و تحقيق درباره موضوع را پاشنه آشيل مصاحبه توصيف کرد و افزود: سئوال خوب، نتيجه تحقيق خوب و ذهن خلاق خبرنگار است و مصاحبه کننده موفق بايد درباره موضوع مصاحبه، زمان اجراي آن و نيز روحيات روان شناختي مصاحبه شونده، خوب تحقيق کند. بیشتر
" آلتمن و تايلر " مبتکر اين نظريه اند .براساس اين نظريه ، نزديکي ميان فردي به شيوه اي تدريجي و به سامان از سطوح مبادله اي تصنعي يا ساختگي به صميمي و به عنوان کارکردي از نتايج حال و آينده به صورت پيش بيني شده است . در حقيقت صميميت اساسي و پايه دار نيازمند آسيب پذيري پيوسته و متقابل از طريق خودافشاگري گسترده و عميق است . زماني که افراد با توجه به صميميميت ميان فردي خود مبادرت به نفوذ در يکديگر مي کنند به تمامي علايق ، نشانه ها و روابط واکنش نشان مي دهند و از طريق چنين واکنش هايي است که افراد مي آموزند در يکديگر تاثير بگذارند. افزايش اين صميميت، نفوذ بيشتر افراد در هم و نزديكي بيشتر ميان آنها را در پي دارد و در نهايت اين افزايش نزديكي منجر به شناخت دقيق تر افراد از هم مي شود و سرانجام اين كه افراد به كوچكترين نشانه هاي رفتاري طرف مقابل واكنش نشان مي دهند.
براي مثال ، روابط استاد و دانشجو را در نظر بگيريد : دانشجو مي کوشد با محبتي کالاگونه ( هديه هاي تصنعي ) در روزهاي معلومي مثل روز معلم در کشورهاي مختلف و يا حتي دادن گل و لوازم زينتي ، استادش را تحت تاثير قرار دهد. سنت روايت اين نظريه اجتماعي ـ روان شناختي است .
۱- نظريه تعامل نمادين ( Symbolic Interaction Theory ) :
" جورج هربرت ميد " پايه گذار اين نظريه است. در اين نظريه به سه مضمون محوري توجه ميشود:
1- اهميت معنا در رفتار انسان ها
2- اهميت تصوري که شخص از هويت و ارزش و استعداد خود دارد.
3- رابطه بين فرد و جامعه (Richard West and et. al,2000,19)
«مردم راغب هستند براساس معناهايي که به آدمها، اشياء و اتفاقات تخصيص ميدهند ، رفتار کنند به اين معنا که وقتي افراد شرايط واقعي را توصيف کنند مي دانند که پيامد بسيار واقعي هم دارد به اين ترتيب بدون زبان ،تفکر ، حس بودن و حضور اجتماعي در جامعه و در ميان افراد وجود نخواهد داشت. علاوه بر اين ، معنا در زباني خلق ميشود که مردم هم با ديگران و هم در تفکرات شخصي به کار ميبرند زيرا معاني همراه ذاتي هيچ چيز نيستند. زبان به مردم اجازه ميدهد تا درکي از خويشتن به دست آورند و در اجتماع با ديگرن تعامل کنند». پس براساس اين نظريه انسانها در مقابل افراد ، اشياء و رويدادها بر اساس معانی که به آنها نسبت مي دهند ، رفتار مي کنند . جورج هربرت ميد در کتاب " ذهن، خود و جامعه" نظريه تعامل گرايي نمادين را بنيادي ترين نظريه هاي ارتباطات انساني مي داند که از بطن آن دو مفهوم " ارتباط آگاهانه انساني " و " انعکاس درک حضور ديگران و رفتارشان " منتج مي شود.