تبليغاتX
خبرنويس
خبرنويس
2007/11/20
سلام ولی چه قدر دیر !
سلام خيلي وقته که مي خوام بنويسم اما اين درس و مشق و اين گرفتاري کار و خلاصه تحقيق پشت تحقيق وقتم رو به شدت گرفته ! دوستان منو ببخشند. تو دو تا پست بعدي خلاصه دو تا کنفرانس کلاسي درباره جنگ رواني و بعدش هم درباره جرايم اينترنتي رو ميذارم البته شايد خيلي از دوستان خوششون نياد ولي باور کنيد اون بالا به وبلاگم قول دادم در زمينه " ارتباطات و رسانه" بنويسم وگرنه حرف دل که بسيار زياده...

+ 3:0 علی احمدی
2007/11/2
باز هم با صدای بلند برایت می نویسم

قریب به دو سال است که پنجشنبه ها با صدای بلند برایت نامه می نویسم دیگر واژه کم آورده ام آقا! دوست دارم چشمهایم را ببندم و به جز به طلوع نگاه تو به چیز دیگری نیندیشم. می خواستم برای بلندای نامت شعری بگویم دیدم قافیه ها وقتی به نام تو    می رسند تحقیر می شوند آخر تو حجت زمانی!

+ 1:21 علی احمدی
2007/10/23
دو سال پیش ، امروز

دو سال پيش ، امروز چشمهايم روشن شد ، تيک تاک ، تيک تاک

 چقدر دير مي گذشت براي من که  نمي دانستم چه مي شود با آنهمه اضطراب ،

چشمهایم گره خورده بود به شيشه اي کوچک روي دري بزرگ که روي آن نوشته بودند:

 ورود ممنوع‌!

براي من که اولين بار بود با اين شرايط مواجه مي شدم خيلي سخت بود! فکر

مي کردم کسي مرا درک نمي کند، کف پاهايم درد گرفته بود بس که موزاييکهاي آن اتاق را گز! کرده بودند. راستي چقدر آيت الکرسي خواندم و چقدر متوسل شدم که نکند ...

ناگهان دلم هُري ريخت اما او نبود! خدا خدا مي کردم زودتر تمام شود اين لحظه هاي سخت!

تيک تاک ، تيک تاک ، تيک تاک

مادرم چه دلي داشته ! پدرم چه کشيده تا من بزرگ شده ام !  خدا ،‌ يعني مي شود

لطف و رحمتت را بر من تمام کني ؟

اذان گفتم ! اقامه هم خواندم  ولي به نماز نرسيدم !

...

حالا حسانه  خانم ، فرشته کوچولوي خانه ما  دو ساله شده !  

تيک تاک ،‌تيک تاک ،

انگار همين ديروز بود

تيک تاک ، تيک تاک ،

 

چند جمله اي فرانسه هم مي داند

تيک تاک ، تيک تاک ،

... و من يک سال بزرگتر شدم

تيک تاک تيک تاک

 

 

+ 1:39 علی احمدی